محمد الريشهري
19
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
روزِ نخست سال براساس تقويم آن روز ، يعنى اوّل فروردين در آن تاريخ ، مطابق با شانزدهم حُزَيران ( ژوئن ) بود و هفتم خرداد ؛ زيرا با محاسبه ياد شده ، روز نوروز يا اوّل فروردين ، هر چهار سال ، يك روز به عقب مىآمد . در سال 467 ق ، روز نوروز ، مطابق با دوازدهم حوت ( اسفند ) بود . در اين سال ، ملكشاه سلجوقى ، دستور داد تا منجّمان ، محاسبه دقيقى از سال شمسى انجام دهند و روز اوّل فروردين را تعيين كنند . بر اساس محاسبه خواجه عبد الرحمان خازنى ، منجّم مرو ، به جاى آن كه بر اساس محاسبه قبلى ، روز دوازدهم اسفند ، اوّل فروردين دانسته شود ، اوّل فروردين را هجده روز جلوتر بردند و در ابتداى اعتدال ربيعى ، يعنى فروردينِ واقعى قرار دادند . در محاسبه جديد ، هر سال را در چهار نوبت ، 365 روز محاسبه مىكردند ( دوازده سى روز ، به ضميمه پنج روز كه در آخر ماه آبان يا اسفند افزوده مىشد ) و سال پنجم را 366 روز محاسبه مىكردند . در اين محاسبه ، آن پنج ساعت و اندى نيز در محاسبه مىآمد . بدين ترتيب ، روز نوروز ، به عنوان نخستين روز فروردين ماه ، از آن سال ، ثابت ماند . بنا بر اين ، پس از هجرت پيامبر صلى اللّه عليه و آله نخستين سالى كه روز اوّل فروردين آن ، دقيقا مطابق آغاز زمان اعتدال ربيعى بوده ، سال 467 ش ( يا 471 ش ) بوده است . در سال 1304 ش ( 1343 ق / 1925 م ) در ايران ، تقويم شمسى ، به عنوان تقويم رسمى پذيرفته شد . محاسبه پيشين كه دقيق بود ، مراعات شد و تنها به جاى افزودنِ پنج روز به سال ، شش ماه نخست سال را 31 روز ، و پنج ماه دوم را سى روز و اسفند را 29 قرار دادند كه هر چهار سال يك بار ، سى روز محاسبه مىشد . نيز سالى را كه اسفند آن سى روز بود ، " سال كبيسه " ناميدند . در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران نيز مبناى محاسبه سال ، شمسى است و سال قمرى نيز در كنار آن ، به عنوان تقويم دينى ، مورد تأكيد قرار گرفته است . « 1 »
--> ( 1 ) . آنچه تحت عنوان " پايه تقويم هجرى شمسى " ملاحظه شد ، برگرفته از مقالهاى تحت عنوان " نوروز و محاسبه آن در تقويم شمسى " ، نوشته آقاى رسول جعفريان است . براى ملاحظه كامل اين نوشتار ، ر . ك : مقالات تاريخى : ج 2 ص 209 به بعد .